فهرست اندیشمندان و متفکران مدیریت، در طول تاریخ، با ارائهی نظریات و الگوهای نوآورانه، مسیر تحول سازمانها را هموار کردهاند. در میان نظریه پردازان و مشاهیر مدیریت، بسیاری از افراد با دیدگاههای بنیادین خود، زیربنای علم اداره را پایهریزی کردهاند.
در تئوریهای کلاسیک سازمان، آدام اسمیت با مفهوم تقسیم کار و تخصصگرایی، راه را برای افزایش بهرهوری گشود؛ چارلز بابیج نیز بر صرفهجوییهای ناشی از تخصصگرایی تأکید داشت. هنری فایول با اصول چهاردهگانه خود و معرفی فعالیتهای ششگانه سازمان صنعتی، پایههای علم اداره را محکم کرد.

در همین دوران، امرسون دوازده اصل کارایی را مطرح ساخت و تیلور با مدیریت علمی خود بهینهسازی فرآیندها را هدف قرار داد که هنری گانت آن را با رویکردی انسانمحورتر تکمیل کرد.
ماکس وبر نظریه بوروکراسی و انواع قدرت را برای ساختارهای سازمانی پیشنهاد داد و گیلبرتها نیز به حرکتسنجی برای افزایش کارایی پرداختند. گیولیک و ارویک با چارچوب وظایف مدیریتی (POSDCORB)، به تبیین نقشهای کلیدی مدیران کمک شایانی کردند.
نوع فایل: پاورپوینت – 295 اسلاید
فهرست مطالب:
- نظریه پردازان و مشاهیر مدیریت
- فصل اول
- تئوریهای کلاسیک سازمان
- آدام اسمیت و تقسیم کار (تخصصگرایی)
- چارلز بابیج و صرفهجوییهای تخصصگرایی
- هنری فایول و اصول علم اداره
- فعالیتهای ششگانه سازمان صنعتی
- چهارده اصل فایول
- امرسون و دوازده اصل کارایی
- تیلور و مدیریت علمی
- مدیریت علمی
- هنری گانت و مدیریت علمی انسانمحور
- ماکس وبر و بوروکراسی
- بوروکراسی و انواع قدرت
- گیلبرتها و حرکتسنجی
- گیولیک و ارویک و چارچوب وظایف مدیریتی (POSDCORB)
- چارچوب وظایف مدیریتی (POSDCORB)
- بخش دوم
- مکتب رفتار سازمانی یا روابط انسانی (نئوکلاسیکها)
- فروید و ساختار شخصیت انسان
- سطوح شخصیت
- کرت لوین، نظریه میدانی شخصیت و الگوی تغییر
- نظریه میدانی شخصیت
- پویاییهای گروهی
- فرآیند دگرگونی
- هنری موری و نظریه شخصیت انسانی و انواع نیازها
- شخصشناسی (Personology)
- آلپورت و نظریه خصیصه
- نظریه خصیصه
- اریکسون و مراحل رشد شخصیت
- مراحل رشد شخصیت از دیدگاه اریکسون
- آرجریس و نظریه رشد یافتگی و رشد نیافتگی
- ویژگیهای افراد رشد یافته و نابالغ
- فصل دوم
- نظریههای یادگیری
- پاولف و شرطیسازی کلاسیک
- اسکینر و نظریه تقویت
- بندورا و یادگیری مشاهدهای
- خلاصه فرآیندهای منطقی مؤثر بر یادگیری مشاهدهای
- فصل سوم
- نظریههای نیاز در انگیزش
- التون مایو و مطالعات هاثورن
- نتایج مطالعات هاثورن
- مکگریگور و جنبه انسانی سازمان
- نظریه X و Y
- مازلو و سلسله مراتب نیازها
- مککللند و نظریه انگیزه کامیابی
- انگیزه کسب موفقیت و توسعه اقتصادی
- خصوصیات افراد موفقیتطلب
- آلدفر و نظریه ERG
- فردریک هرزبرگ و نظریه انگیزش-بهداشت
- پورتر و لاولر، نظریه انتظار و سامانه پرداخت
- فصل چهارم
- نظریههای رهبری
- لیکرت و سامانههای مدیریت
- سازمان با سامانه ۴
- ویژگیها
- نظریه خصوصیات رهبری
- استاگدیل و تحقیقات رهبری دانشگاه اوهایو
- تانینبام و اشمیت و پیوستار رهبری
- ایوانز، هاوس، میچل و نظریه رهبری مسیر-هدف
- الگوی ACHIEVE
قیمت: 235/500 تومان
با گذر از مکتب کلاسیک، بخش دوم به مکتب رفتار سازمانی یا روابط انسانی و نئوکلاسیکها اختصاص یافت که بر جنبههای روانشناختی و اجتماعی تأکید داشت. زیگموند فروید با تحلیل ساختار و سطوح شخصیت انسان، بینشهای عمیقی را در مورد رفتار فردی ارائه داد. کرت لوین، با نظریه میدانی شخصیت، به پویاییهای گروهی و فرآیند دگرگونی در سازمانها پرداخت و الگویی برای درک تغییرات ارائه کرد.
مطالب مرتبط
- دانلود پاورپوینت ساختارگرایان در مدیریت ppt در 54 اسلاید
همچنین، هنری موری با نظریه شخصیت انسانی و انواع نیازها، و شخصشناسی (Personology) خود به درک انگیزههای درونی انسان کمک کرد. آلپورت نظریه خصیصه را توسعه داد و اریکسون با مراحل رشد شخصیت از دیدگاه خود، ابعاد تحولی انسان را روشن ساخت. آرجریس نیز با نظریه رشد یافتگی و رشد نیافتگی، به بررسی ویژگیهای افراد رشد یافته و نابالغ در محیط سازمانی پرداخت که خود پایه و اساس درک رفتار کارکنان را تشکیل میدهد.
فصل بعدی، به نظریههای یادگیری میپردازد که درک رفتار انسان را در بستر آموزش و تجربه امکانپذیر میسازد. ایوان پاولف با شرطیسازی کلاسیک، بنیانهای یادگیری تداعیگر را بنا نهاد. اسکینر با نظریه تقویت، به نقش پاداش و تنبیه در شکلگیری رفتار پرداخت و بندورا نیز یادگیری مشاهدهای را معرفی کرد و فرآیندهای منطقی مؤثر بر آن را تشریح نمود که نشاندهنده اهمیت الگوبرداری در فرآیند یادگیری است.
نظریههای نیاز در انگیزش، بخش مهمی از فهم رفتار سازمانی را تشکیل میدهد. التون مایو با مطالعات هاثورن و نتایج حاصل از آن، اهمیت عوامل انسانی و اجتماعی را در محیط کار برجسته کرد. مکگریگور با نظریه X و Y، جنبه انسانی سازمان و فرضیات مدیران درباره کارکنان را بررسی کرد. مازلو با سلسله مراتب نیازها، چارچوبی جامع برای درک انگیزههای انسانی ارائه داد.
در ادامه مبحث انگیزش، مککللند با نظریه انگیزه کامیابی به نقش انگیزه کسب موفقیت در توسعه اقتصادی پرداخت و خصوصیات افراد موفقیتطلب را تبیین کرد. آلدفر نظریه ERG را ارائه داد که تلفیقی از نظریه مازلو بود.
فردریک هرزبرگ با نظریه انگیزش-بهداشت، عوامل رضایتبخش و نارضایتیبخش در کار را تفکیک کرد. در نهایت، پورتر و لاولر با نظریه انتظار و سامانه پرداخت، به ارتباط بین انگیزه، عملکرد و پاداش پرداختند. این دسته از نظریه پردازان و مشاهیر مدیریت، درک عمیقی از عوامل محرک نیروی کار فراهم آوردند.
فصل رهبری، به یکی از مهمترین حوزههای مدیریت اختصاص دارد. لیکرت با سامانههای مدیریت، انواع سبکهای رهبری را از استبدادی تا مشارکتی طبقهبندی کرد و سازمان با سامانه ۴ را به عنوان الگویی اثربخش معرفی کرد. نظریه خصوصیات رهبری، به دنبال شناسایی ویژگیهای فردی رهبران موفق بود که استاگدیل با تحقیقات رهبری دانشگاه اوهایو به آن عمق بخشید.
تانینبام و اشمیت با پیوستار رهبری، به انعطافپذیری سبک رهبری در موقعیتهای مختلف اشاره کردند. ایوانز، هاوس و میچل نیز با نظریه رهبری مسیر-هدف، چگونگی تأثیر رهبر بر مسیر رسیدن به اهداف سازمانی را تشریح کردند و الگوی ACHIEVE را برای دستیابی به این مهم ارائه دادند. این رویکردها، نشاندهنده تکامل در فهم نقش رهبران هستند.
فیدلر با نظریه اقتضایی رهبری و نظریه منبع شناختی، بر اهمیت تطابق سبک رهبری با موقعیت تأکید کرد و وروم، یتون و جاگو نیز با بررسی سبکهای تصمیمگیری رهبر، به رهیافت اقتضایی در انتخاب بهترین شیوه تصمیمگیری پرداختند. همچنین، مری پارکر فالت از اولین نظریه پردازان و مشاهیر مدیریت بود که بر مشارکت گروهی و هماهنگی به عنوان ارکان اصلی رهبری مؤثر تأکید داشت.
در بخش روانشناسان سازمانی، هانس سلیه با سندرم سازگاری عمومی، به بررسی واکنش بدن در برابر استرس پرداخت. اریک برن با تجزیه و تحلیل تعاملی و مفهوم حالات من، به فهم الگوهای ارتباطی در سازمانها کمک کرد. بکهارد نیز در زمینه بهبود سازمان، به عنوان یکی از پیشگامان شناخته میشود.
سولومون اش با آزمایشات مربوط به دنبالهروی، به قدرت فشار گروهی و تأثیر آن بر تصمیمگیری افراد اشاره کرد و کارل وایک با نظریه حسگری سازمانی و دستورالعمل حسسازی، فرآیند درک و تفسیر محیط توسط سازمانها را تبیین نمود.
قدرت و سیاست در سازمان، موضوعی حیاتی برای بقا و موفقیت سازمانی است. فرنچ و راون با گونهشناسی قدرت، منابع مختلف قدرت را از جمله قدرت مشروع و مرجع معرفی کردند. اتزیونی انواع قدرت و انواع وابستگی را در سازمانها بررسی کرد.
میلگرام با آزمایشات خود در مورد قدرت، اختیار رسمی و اطاعت، به جنبههای اخلاقی و رفتاری اطاعت از اقتدار پرداخت. چایلد نیز با الگوی گزینش راهبردی، چگونگی انتخاب راهبردهای سازمانی در محیطهای پیچیده را نشان داد.
فرهنگ سازمانی، از دیگر مباحث کلیدی است. هافستد با مطالعات فرافرهنگی، به تفاوتهای فرهنگی در سازمانهای بینالمللی پرداخت. شاین، فرهنگ سازمانی و مفروضات مدیریت درباره انسان را تشریح کرد که نشاندهنده اهمیت ارزشها و باورها در رفتار سازمانی است.
چارلز هندی با انواع فرهنگهای سازمان و سازمان شبدری، به مدیریت تضاد پرداخت و بلیک و موتان با شبکه مدیریت، سبکهای مختلف مدیریت را بر اساس توجه به تولید و افراد طبقهبندی کردند. امری و تریست نیز با ارائه انواع محیطهای سازمانی، به فهم تأثیر محیط بر سازمان کمک کردند.
در بخش نظریههای تصمیمگیری، آوزبرن مفهوم طوفان مغزی را برای ایدهپردازی خلاقانه معرفی کرد. سایمون با الگوی تصمیمگیری رضایتبخش، محدودیتهای عقلانیت انسان را در تصمیمگیری نشان داد. لیندبلوم نیز الگوی تصمیمگیری جزئی-تدریجی را مطرح کرد که به تدریج و گام به گام به راهحلها میرسد.
جنیس نیز مفهوم گروه اندیشی را تبیین کرد که به تصمیمگیریهای نامطلوب در گروهها منجر میشود. در نهایت، بخش دهم به نظریات راجع به کیفیت، ساختار و هدفگذاری اختصاص دارد. دمینگ و جوران با کنترل کیفیت فراگیر، انقلابی در مدیریت کیفیت ایجاد کردند و دراکر با مدیریت بر مبنای هدف، رویکردی هدفمند به مدیریت را پیشنهاد داد که همگی به بهبود عملکرد و ساختار سازمان کمک شایانی میکنند.